پرنيان خانه دار
دختركم با اجازت ميخوام يه كم از كارايي كه تو خونه انجام ميدي بگم.![]()
از اينجا شروع ميكنم كه هيچ چيزي نميتونه سد راهت براي رسيدن به وسيله اي كه ميخواي بشه و ديگه واسه خواسته هات به ما اتكاء نميكني و خودت دست به كار ميشي.
مثلاً براي برداشتن موبايل بابا كه پشت قاب عكس رو ميز ضبط ميذاره ، ميز باند رو ميدي عقب و از اون پشت دستت بهش ميرسه( تازگي هام به موبايل ميگي " بل" )
ديگه اينكه وقتي مامان تو اشپزخونه هست شما هم كنار من هستي . البته روي سطل اشغال. امان از دست اين دختر با هوش كه هر جا دستش نميرسه يا ميخواد هم قد مامان بشه سطل اشغال و حول ميده و ميره روش مي ايسته. خدا نكنه كه سرت جايي گرم نباشه و من و جلوي ظرفشويي ببيني، اون وقته كه سريع سطل اشغالو مياري و شروع ميكني به مثلاً ظرف شستن كه در واقع بيشتر شبيه اببازيه و كلي هم با ليوان اب ميخوري. بعدش هم مجبور ميشم لباساتو عوض كنم چون خيس ميشه.
و پرنيان در حال ظرف شستن...


![]()
و ديگه اينكه وقتي جارو برقي رو روشن ميكنم شما هم مثل مامان دلت مي خواد جارو كني براي همينم ميري جارو شارژي رو برميداري و دنبال من جارو ميكني , يا اينكه ميشيني روي جارو برقي و من مجبور ميشم براي جابه جا كردنش حولت بدم. حالا تي كشيدن و گردگيري بماند.
خلاصه اينكه خيلي دوست داري كاراي ادم بزرگارو انجام بدي.
عجله نكن دخترم تو هم خيلي زود بزرگ ميشي. فعلا" بايد از دوران كودكيت لذت ببري و وظيفه ي من و بابا هم اينه كه تمام سعيمون رو بكنيم تا بهترين شرايط رو براي دخترك دوست داشتنيمون فراهم كنيم و همه ي عشقمون رو نثار تو كنيم.
*دختركم تو زيباترين وعزيزترين هديه ي اسموني هستي*
اب خوردن پرنيان در حال ظرف شستن....

ظرف شستن با اسكاچ......

![]()


پرنيان خانه دار
